تبليغاتX
افرنگ -
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
 

قیصر شبیه آینه ها ناگهان شکست...

صف دراز دم کتابفروشی ها نشان چیست؟

باز نعش شاعری دراز گشته است!

شاعری به خواب میشود

باز بحث شعر و شاعری باب میشود

شاعری که جلد آخرین کتاب او

 پشت ویترین مغازه ها خاک می خورَد

ـ بطول هفته ای ـ

شاعر پرفروش ترین کتاب میشود

چهره اش درون هر مغازه ای قاب میشود

شاعری که روی در نقاب خاک می کشد:

قیصر شاعران خطاب میشود

- ودر پیام های تسلیت ـ

شاعر بزرگ انقلاب میشود

چون در این دیار شاعر خوب شاعری مرده است 

وقت مردنش تازه جزو زنده ها حساب میشود

شاعری که باز هم مزاحم است

سنگ گور او خراب میشود

بگذریم.

پیام های تسلیت هوار میشود:

شاعر بزرگ انقلاب

افتخار ماست

شاعر بزرگ جنگ

شاعری که ایده اش عقیده های ماست

حرف او دلیل ومدرک اعتبار ماست

و پیام های تسلیت همچنان پشت هم قطار میشود.

شاعری که رسا ترین سکوت را سرود

خط فکری اش کنون درحدیث دیگران آشکار میشود

شاعری که نه در پی نام وننگ بود

نام او به دست عده ای انحصار میشود

او که زنده اش ز دست ودامها "ماهی گریز" بود

کنون شکار میشود

شاعر معترض سازگار میشود

شاعری که زنده اش نخواست:

مرده اش جزو "چهره های ماندگار" میشود.

 

 

نوشته شده توسط ح.خراسانی در 12:22 | | لینک به این مطلب