تبليغاتX
افرنگ -
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

 

"بس"

ما را همین دو سه خطی که خوش نگار

بر برگهای کتابی که یادگار  در رسم هدیه ی میلاد سالِ پار

ارزانی چو منی زار وبیقرار  داشتید بس!

مارا همین خاطره های خوش بهارتنهابهانه ی گذران روزگاربس!

ما درکجا آرزوی وصال شما کجا؟ ما در کجا وخیال شما کجا؟

ما را همین یاد تو بودن به هر زمان

ما را همین از تو سرودن به هر زبان

ما را همین قطره ی اشکی که می چکد:پنهان وآشکار بس!

ما را همین خاطره ی هم قدم شدن

در پیشگاه وجودت عدم شدن

ما را همین دل به امیدی محال خوش

با خنده های تو در خواب وخیال خوش

ما راهمین سیل جنونی که عاقبت ویرانه می کند دل و

آواره می کند از شهر و از دیار بس!

ما راهمین غم وحسرت که خورده ایم

ما را همین رنج وعذابی که برده ایم

ما را همین دلی که به پای تو باختیم

از این قمار بس!

ما درکجا آرزوی وصال شما کجا؟ ما در کجا وخیال شما کجا؟

 

 

نوشته شده توسط ح.خراسانی در 11:48 | | لینک به این مطلب