یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386
یک داستان کوتاه
"نسخه"
- از خواب خسته شدم/ از بیداری بیزار/شما هم از حرفهای تلخ وتکراری من...
دکتر گفت:سیگار می کشی؟ گفتم: رنج می کشم/درد هم.
گفت:غذا می خوری؟ گفتم:غصه می خورم/ماتم هم.
گفت: برایت قرص می نویسم و آمپول...
قرص سیانور/ آمپول هوا...
نوشته شده توسط ح.خراسانی در 11:11 | | لینک به این مطلب
