پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
هی داد میزنم فریاد میزنم
گاهی تمام فحشهای عالم را
بر سر فرهاد میزنم
که بی خبر از خط وربط خسرو وشیرین
ـ به بیستون ـ
هی کوه می کند
هی تیشه میزند
هی سنگ میکند که حضرت شیرین ـ کنار جوی ـ
ـ یا در کنار شوی ـ
دیزیٍ سنگی علم کند
عینن شبیه ما
او سنگ میزد و
ما بنگ میزدیم
او تیشه میزد و
ما شیشه میزدیم
هی داد میزنم فریاد میزنم
با یک غزل هوس پارس میکنم
هی پارس میکنم هی پارس میکنم
با فال حافظ و فالوده ی شیرازی حال میکنم
روزنامه میخرم خود را با آن باد میزنم
گاهی برای دلم با دهان خود
یک موسیقی شاد میزنم
حتا اگر کسی آن دور و بر نبود
رقصی شبیه ممد خرداد میزنم
کلن شاد میزنم
شیرین میزنم
فرهاد میزنم
هی داد میزنم
فریاد میزنم....
نوشته شده توسط ح.خراسانی در 1:44 | | لینک به این مطلب